ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
371
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
( جبرئيل ) را محترما روانهء نزد خسروشاه كرد . چون جبرئيل بر خسروشاه در ديلم وارد شد ، در اولين برخورد به او گفت : من وقتى به معالجه مىپردازم ، كه تمام اطباء را از اطرافت دور نمائى . خسروشاه نيز عذر اطباء را با احترام خواست و فقط جبرئيل نزد او ماند . خسروشاه از جبرئيل خواست در مورد اين نوع بيمارى مقالهاى برايش بنويسد و حقيقت آن را بيان كند و طرز اداره و نگاهدارى و معالجهاى را كه خود به آن اعتماد دارد ، در آن شرح دهد . جبرئيل هم مقالهاى در آن خصوص نوشت و در آن شرح بيمارى دماغ كه بمشاركت دهان معده و حجاب فاصل بين دستگاه گوارش و تنفس مربوط است و بنام ذيافرغما ( ديافراگم ) مىگويند و در آن دخالت دارد ، در آن مقاله عنوان كرد . چون جبرئيل مرتبه ديگر حضور صاحب بن عباد رسيد ، صاحب از او پرسيد : بهترين اسطقسات بدن كدام است ؟ جبرئيل جواب داد : آن اسطقس خون است . لذا از او خواست كتابى در همين باب بنويسد و دلائل برترى خون را در آن بياورد . او ( جبرئيل ) هم مقالهء نمكينى در آن باب نوشت و ادلهء محكمى در اثبات برترى خون آورد و در اين مدت در تنظيم كناش بزرگ « كناش الكبير » خود عجله داشت . چون جبرئيل به بغداد مراجعت نمود ، عضد الدوله وفات كرده بود . جبرئيل چند سالى در بغداد ماند و مشغول تصنيف كتب بود . « كناش بزرگ » خود را تمام كرد و نام آن را « كافى » گذارد ، زيرا لقب صاحب بن عباد كه به او محبت فراوان نموده كافى بود و يك نسخه آن را وقف دار العلم بغداد كرد . ايضا جبرئيل كتابى بنام « المطابقه بين قول الانبياء و الفلاسفه » تأليف نموده - است . اين كتاب در بيان شريعت نظيرى ندارد ، زيرا مشتمل بر گفتارهائى است ، كه در اين باب نقل گرديده كه در آن مصادر مطالب كتاب هم بيان شده و اقوال فلاسفه در آن بسيار است . اين اقوال در هر موضوعى كه بوده در آن نقل شده و بسيار پيچيده و غامض مىباشد ، كه در كمتر موضعى ديده شده است . مطالب شرعى در اين كتاب كمتر